تبليغاتX
تنبـــور مجذوب

تنبـــور مجذوب

با خبر شديم كه فريدون حقيقي، به تازگي سازي ساخته است كه تركيبي است از تنبور و سه تار و نام آن را گذاشته است ((تن تار)) اين ساز جديد به تائيد رسيده است و هفته گذشته در برنامه اي كه به مناسبت بزرگداشت سيد خليل عالي نژاد  برگزار شد ، نواخته شد.

گفت گوي ما را با حقيقي مي خواند:

vvv             

شروع كارتان از كجا بود؟

         سال 1363 با استاد بزرگ تنبور ((سيد خليل عالي نژاد)) در شهرستان صحنه كرمانشاه آشنا شدم. برخورد نخست آنچنان برقي به وجودم زد كه مجذوب جمال و كلام زيباي او شدم .هنگامي كه دست به تنبور اين ساز مقدس و عرفاني برد، ديگر سر از پا نشناختم و تمام فكر و ذكرم اين بود كه به هر وسيله اي كه شده ، به ايشان نزديك شوم تا از درياي كوثر عشق كه در سرشت و نهاد ايشان نهفته بود سيراب شوم. لذا ساخت تنبور را بهترين وسيله براي نزديك شدن به او ديدم.

   مقدمات ساختن تنبور را كجا فرا گرفتيد؟

         مقدمات ساخت تنبور را در روستاي فش كنگاور نزد استاد يد الله اشرفي آموختم .بعد از آن در شهرستان كنگاور كارگاهي به همراهي آقايان ايرج حق دوست و سياوش اشرفي به راه انداختيم. ساز ان كارگاه مهر مجذوب داشت.

چه شد كه به فكر ساخت تن تار افتاديد؟

     -     در دهه 70 كه استاد سيد خليل عالي نژاد به تهران آمدند،من نيز به تهران آمدم.با   همديگر ساختماني اجاره كرديم و اين بار كارگاه مجذوب ،مستقيما زير نظر ايشان راه  اندازي شد.استاد عالي نژاد،دست به هر كاري ميزد،در آن ابتكار و خلاقيت وجود      

   داشت.مثل تدوين و انتشار تقويم كردي سلطاني كه براي اولين بار به همت او انجام

     شد يا كتاب جامع و كامل ((تنبور از دير باز تا كنون)) كه هنوز هم به عنوان بهترين

          منبع و مرجع موسيقي محسوب ميشود.ابتكار ايشان طرح ساخت سازي بود كه   بتواند دو ساز تنبور و سه تار را در خود جاي دهد. سال 1378 بنده همراه ايشان در

           منزل سيد يحيي مصباحي در شيراز ميهمان بوديم كه استاد، موضوع ساخت اين

           ساز را  مطرح كردندو در باره انگيزه شكل گيري اش گفتند.اولا به خاطر سهولت حمل كه نوازنده آشنا به اين دو ساز مجبور نيست دو ساز جداگانه را حمل كند وثانيا چون   

كاسه طنيني آن ، به صورت كتابي يا ((زير عبايي))  ساخته ميشود ، صدا ي لطيف و كهنه اي خواهد داشت. ضمنا در مجلس و محفلي كه نواي تنبور مي طلبد با قسمت

تنبور آن نواخته ميشود و در جايي كه مشتاقان سه تار و نواي آن حضور دارند،قسمت سه تار آن نواخته خواهد شد.طرح و نقشه و مسووليت ساخت آن را به بنده  دادند، اما تا زمان حيات ايشان شرايط ساخت مهيا نشد.

   از كي ساختن آن را آغاز كرديد؟

- از زمستان 82 دست به ساخت آن شديم.خوشبختانه اولين ((تن تاري )) كه

ساخته شد ،نتيجه مطلوب و دلخواهي داد، ضمن اينكه به تاييد دو نفر از استادان

تنبور نواز نيز  رسيد.همچنين كانون سازندگان ساز خانه مو سيقي نيز آن را تاييد كرد.

 از اينكه وقتتان را به ما داديد از شما ممنونيم اگر مطلبي نا گفته مانده بفرماييد

 

- بنده هم از شما به خاطر تشريف فرمايي تشكر ميكنم و آرزوي سلامتي براي شما و خوانندگانتان دارم

 

                                                  

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 18:50  توسط  فرشيد   | 

ساز  شورانگیز  با نام حسین علیزاده گره خورده

 

سازی  بین سه تار  همدم تنهایی و تنبور سرمست ،مادر سه تار .

این ساز صدایی حجم بیشتر نسبت به سه تار دارد ولی نسبت به تنبور کاملا  متمایز است  صدایی این ساز آنقدر زیباست  که هر شنونده ای سرمست می شود  حال آنکه نوازنده ی  آن  کسی چون حسین علیزاده باشد  برای نمونه بداهه نوازی این استاد گواه  بر سخن من است .

 این ساز به سفارش استاد علی تجویدی ساخته شد  سازی که پس از ساخته شدن  اشک استاد  علی تجویدی را  چو سیلاب  روان ساخت 

  استاد  علی تجویدی با چشمان گریان یاد استاد صبا می کنند و می گویند :

(ای کاش صبا زنده بود. برای صبا سه تار کم بود و سه تار جواب صبا را نمی داد. )

ولی این ساز اولین بار توسط استاد علیزاده در کنسرتی مطرح شد  و همگان را  شیفته خود کرد  و در آلبوم هاب بعدی استفاده شد .

ویژگی که سبب ایجاد چنین صدایی   شورانگیز می شود  پوست استفاده شده  در این ساز است .

(در گذشته سه تار های پوستی مرسوم بوده اند احتمالا  اگر از  شنوندگان حرفه ای باشید شنیده اید )

 

استاد علیزاده  که بدون شک  در 30 سال گذشته به همراه مردانی  چون استاد ذوالفنون  بار موسیقی ما را به دوش کشیده اند   تلاش هایی فراوانی برای  نجات موسیقی ما انجام داده اند ( که سعی دارم در مقاله ای دیگر به صورت کامل به آن بپردازم  ) کنسرت هایی متعدد با ساز شور انگیز   به اضافه ی  آلبوم سلانه  ( که این آلبوم هم نیاز به برسی کامل دارد  که در آینده به آن هم می پردازم )

سهمی برزگ  داشته اند به جای حرف زدن عمل کرده اند   و مضرابهای انها  خون را در رگهای ما جاری کرده است   و سرمستی  آنها به ما حیات  داده است  .

 

http://shahrashoub.blogfa.com/post-32.aspx

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 18:44  توسط  فرشيد   | 

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 18:34  توسط  فرشيد   | 

گفتگو با بهنام سامانی ، طراح ساز جدید اودو- ضربانگ:ساز چهاركاره

هوشنگ سامانی

 

   

"بهنام سامانی" یکی از اعضای گروه دستان ، ساز جدید "اودو- ضربانگ" را در آلمان به ثبت رسانده است. به اين بهانه گفت و گويی با وي كرده ايم كه مي خوانيد.

-آقای سامانی !خیلی ساده بفرمایید چرا "اودو"؟

* برای اینکه ریشه اصلی این ساز از یک ساز آفریقایی به همین نام گرفته شده است. زنان در نیجریه از یک کوزه که سوراخی در گلویش ایجاد کرده اند، به منظور ارتباط با ارواح در گذشتگان خود بهره می برند. به این صورت که این کوزه تک سوراخه را به غار برده و در آنجا شروع به نواختن می کنند. فضای آکوستیک غار نیز برای تشدید صدای کوزه به نوازنده خیلی کمک می کند تا حس وحال خوبی بدست آورد. در آنجا به این کوزه "اودو" می گویند و چون به همین نام در دنیای خارج شناخته شده است، نوع تغییر یافته آن را که بنده به کمک شرکت آلمانی "شلاک ورگ" تهیه کرده ام، "اودو- ضربانگ" ناميدم زیرا تفاوت های زیادی با نمونه آفريقايي دارد.

- آیا بهتر نبود از یک واژه مناسب فارسی برای نام گذاری آن استفاده می کردید؟

*عرض کردم این ساز با نام اودو دراروپا و آمریکا شناخته شده است . به طوری که شرکت سازنده آن "شلاک ورگ" نیز قبول نمی کرد نام دیگری برای آن بگذاریم. زیرا در آنصورت برای فروش با مشکل مواجه می شد. یعنی باید ساز جدیدرا با نام جدید در دنیا معرفی می کرد که طبیعتاً زمان زیادی می برد.

- آقای سامانی ! ما سئوالها را به ترتیب از آخر به اول طرح می کنیم!! حال بفرمایید اصولاً اودو چگونه سازی است و چه قابلیت هایی دارد؟

* من هم ناچارم ابتدا پاسخ پرسشی را بدهم که هنوز از من نپرسیده اید!!! در طول بیست سالی که از ایران مهاجرت کرده ام، با نوازندگان کوبه ای دیگر کشورها آشنا شدم. نوازندگانی از آمریکای لاتین، آفریقا، هند و کشورهای عربی که هر یک سازهای کوبه ای منطقه خود را به بهترین شکل می نوازند. من تا حد امکان سازهای کوبه ای دیگر فرهنگ ها را نواخته ام و خیلی هم از آن لذت می برم ولی وقتی فکر می کنم می بینم هر چقدر هم خوب طبلا بزنم، هیچ گاه مثل یک نوازنده هندی نخواهم شد. پس باید سازی را دنبال کنم که تا حد امکان به فرهنگ موسیقی خودمان نزدیک باشد. من علاوه بر تنبک و دف که ساز تخصصی ام هستند ،همیشه دنبال صدایی آشنا و در عین حال جدید می گشتم. از طرفی در حدود 10 سال با یک ساز اودوی آفریقایی که تنها یک سوراخ داشت و بیشتر شبیه تخم مرغ بود، کار کردم. در طول چهار پنج سال اخیر مدام فکر می کردم  که آیا می شود ازاین کوزه ساده صداهای دیگری هم تولید کرد و به این ترتیب به ذهنم رسید یک قطعه پوست به بدنه کوزه یا همان اودو اضافه کنم تا حالتی شبیه به تنبک خودمان داشته باشد. کم کم فکر کردم اگر یک سوراخ دیگر یا به قول دوست افغانی ام حکیم لودین، یک غار دیگر به آن اضافه کنم، با صدای متنوع تری روبرو خواهم شد. یعنی وقتی هر دو سوراخ باز باشند، یک صدا می شنویم، وقتی یکی از آنها را با دست بگیریم، صدای دیگری تولیدمی شود و اگر هر دو سوراخ را بگیریم صدای سوم تولید خواهد شد. در ضمن همزمان با اینکارها می توان با نواخت بر روی پوست، صداهای جالبی ایجاد کرد.

 

این تغییرات را خودتان شخصاً اعمال کردید؟

* خیر در آلمان شرکت های سازنده آلات موسیقی معمولاً این کارها را می پذیرند. یعنی اگر مطمئن باشد طرح پیشنهادی، آینده قابل قبولی دارد، در آن سرمایه گذاری می کنند. من وقتی طرح "اودو-ضربانگ" را به شرکت "شلاک ورگ" دادم ابتدا نپذیرفتند. بعد از طریق دوست خوبم، حکیم لودین که یکی از سرشناس ترین نوازندگان سازهای کوبه ای در اروپاست، توانستم مدیران شرکت را متقاعد کنم تا در خصوص طراحی و ساخت "اودو- ضربانگ" سرمایه گذاری کنند. نکته جالب توجه اینکه وقتی نمونه اولیه ساخته شد، آنها از من خواستند تا کیفیت نمونه را ارزیابی کنم و چون مورد تایید من قرار نگرفت ، ساز را همانجا شکستند. آنها می گفتند تا زمانی که نمونه ساخته شده مورد تایید طراح و نوازنده ساز قرار نگیرد، اجازه خروج ساز از کارخانه را صادر نخواهد کرد، زیرا مایل نیستند کالای بی کیفیت به نام شرکت "شلاک ورگ" بیرون بیاید.

 - الان چند ساز را در یک ساز جمع کرده اید؟

*اردو- ضربانگ در حال حاضر تلفیقی از چهار ساز مختلف است . یکی صدای روی پوست که یادآور تمپوی عربی است. دوم صدای یک ساز کوبه ای هند به نام کنجیره، سوم صدای تنبک ایرانی و چهارم همان صدای اصلی اودو که از آفریقا آمده است

- با توجه به اینکه هر یک از سازهای نام برده، تکنیک نوازندگی خاص خود را می طلبد، بفرمایید تکلیف نوازنده "اودو- ضربانگ" چیست؟

 

* صحبت شرکت سازنده نیز همین بود که این ساز چگونه نواخته می شود. وقتی من يك مقدار برایشان نواختم، آنها علاقه مندی بیشتری نشان دادند تا کار به انجام برسد. به هرحال کسانی می توانند به نحو شایسته ای بااین ساز کار کنند که به نوازندگی چند ساز تسلط داشته باشند. یعنی همان سازهایی که نام بردم، تمپوی عربی، تنبک ایرانی، کنجیره هندی و اودوی آفریقایی. با این وجود من قصد دارم در آینده نزدیک یک دستور آموزشی برای آن چاپ کنم

- آیا تاکنون ضبط حرفه ای و کاربردی با "اودو- ضربانگ" داشته اید؟

* بله، در کنسرت سال گذشته گروه دستان با خانم پریسا، از این ساز هم استفاده کرده ام. CD کار در اروپا منتشر شده است ولی متاسفانه در ایران قابل انتشار نیست. علاوه بر این، در ضبط یک کار محلی بختیاری به نام "مرزنگ" مشارکت داشتم که در آنجا هم از "اودو-ضربانگ" استفاده شده است. خوشبختانه این اثر، اوايل تابستان به بازار می آید و هموطنان می توانند با بخشی از قابلیتهای "اودو- ضربانگ" آشنا شوند. از طرفي، تيرماه امسال قرار است به اتفاق گروه دستان در كاخ نياوران كنسرتي بدهيم و من قصد دارم آنجا از اودو-ضربانگ استفاده كنم.

منبع : هنر و موسیقی

http://kaviandaff.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 18:31  توسط  فرشيد   | 

                            

 حسين عليزاده همانطور که خودش مي گويد زياد تمايلي براي حرف زدن درباره آنچه انجام مي دهد ندارد و معتقد است : " در ايران نبايد درباره آنچه مي خواهي انجام دهي حرف بزني ، بايد عمل کني ، بعد آن موافق و مخالفان مي توانند نظرات خود را بدهند . ادعايي ندارم ولي کسي هم نميتواند به من بگويد حق ندارم کاري را بکنم يا نکنم . من در مرحله اي نيستم که بخواهم به اين چيزها توجه کنم . هر کسي جاي من بود از تجربيات خود استفاده مي کرد و ... " اين حرفها بعد از ساخته شدن ساز سلانه گفته شد .

او بعد از سالها فعاليت در موسيقي دست به ابداع سازي زده است و معتقد است اين راه بايد ادامه پيدا کند . ساختن اين ساز با بازتابهاي مختلفي روبرو بوده که از صحبت هاي استاد مي توان آن را احساس کرد .

جسارت عليزاده در ابداع و نوآوري قابل ستايش است. آن هم در دوره اي که کمتر استادي حاضر مي شود موقعيت خود را با تجربه هاي جديد به خطر بياندازد .

گفتگوي زير حاصل چند جلسه ديدار با حسين عليزاده است . او با دقت و وسواسي که در کارهايش نيز احساس مي شود درباره ساز دردانه اش " سلانه " و موضوعات ديگر صحبت کرد که حاصلش را در زير مي خوانيد :

 

اين ساز در ذهن شما چطور شکل گرفت ؟

انگيزه ساخت سازهايي متفاوت از سازهاي معمول ، مقوله اي است که هر هنرمندي به آن فکر ميکند . هنرمند زمان خلق يک اثر قطعا به بديع بودن آن فکر ميکند . البته خلاقيت او در نوآوري و ابداع آثار تازه تاثير دارد و مي بينيم که در زمينه هنر در جهان عده کمي هستند که اثر هنري خلق مي کنند و بقيه تقليد مي کنند . جامعه ما نيز در حال حاضر در بحران خلاقيت به سر ميبرد و متاسفانه جامعه ما مصرف کننده واردات فرهنگي و کالاهاي وارداتي است و از آنها تقليد مي شود . اين تقليدها خود به خود فرهنگي را در جامعه به وجود مي آورد که هنرمند هم از آن مستثني نيست . مساله اين جاست که اين تقليدها به عنوان حفظ اصالت توجيه مي شود . متاسفانه ما در مقاطعي ممنوعيت خلاقيت هم داريم چون اين موضوع هنوز پذيرفته نيست .

حفظ و نگهداري شکل سنتي هر هنر يکي از مقوله هاي فرهنگي ماست . اما موسيقي ما تنها به رويکردهاي کلاسيک خلاصه نمي شود . جنبههاي با ارزش ديگري هم دارد که يکي از آنها نوآوري است که احتياج به ابزاري دارد تا آنها را در خدمت ذهنيت خود بگيرد .

اين که ميگوييد اين ساز چطور شکل گرفت ، کاري است که بايد هنرمندان انجام دهند و اصلا چيز عجيبي نيست . سلانه شايد تلنگري باشد به اين فکر که ما بايد به جاي اين که در ارکستر به سراغ پيانو و گيتار برويم ، سازهاي ايراني داشته باشيم و به سراغ آنها برويم ، البته آنها هم به جاي خود استفاده مي شوند . اما ما بايد زمينه موسيقي سازي خود را تقويت کنيم. تعداد سازهاي موسيقي سنتي محدود و در زمينه صداي انسان است چون در موسيقي ايراني سازها در خدمت آواز ايراني است و از نظر وسعت فاقد صداهاي متنوع زير و بم است . اگر شما بخواهيد ايده هاي سازي را دنبال کنيد از نظر صدا کم مي آوريد ولي موسيقي سازي ايراني در خدمت آواز جوابگو است .

فکر سازهاي ايراني با صداهاي تازه ذهن خيلي ها را مشغول کرده است . اين اتفاق چيزي نيست که تازه شروع شده باشد . قبل از انقلاب هم استاد قنبري مسئول کارگاهي بود که سازهاي تجربي مي ساخت و آنها را در ارکستري که همه سازهايش ايراني بود ، استفاده مي کرد که اين کار به دليل کمبود بودجه متوقف شد . استاد قنبري سازهاي مناطق ايران مثل قيچک ، کرنا ، تنبک را براي ارکستر طراحي کرد يعني امکانات صوتي آنها را مهار کرد . او سرپنجه تار را تغيير داد تا بتوان آن را راحت تر کوک کرد اما هنوز بسياري از نوازندگان تار حاضر نيستند اين شکل تازه را قبول کنند .

بسياري از هنرمندان سنتي تصور ميکنند که بايد چيزي را حفظ کنند پس متعصب بار ميآيند . در جامعهاي که حتي رايج کردن يک سرپنجه درستتر و بهتر، سخت است هنرمند بايد جسارت داشته باشد تا بتواند سازهاي تازهاي بسازد.
زماني که شما با اصوات کار کنيد گوشتان صداهايي را ميشنود که ديگران نمي شنوند . وقتي تصوري داريد به صورت صدا در ميآيد ، حتي وقتي به تابلوِي نقاشي نگاه ميکنيد ، رنگ ها برايتان مثل صداها ميشود و برعکس وقتي صدايي را مي خواهيد تصور کنيد رنگ برايتان تداعي مي شود . رنگ تنها براي نقاشي نيست و اين مقايسه شايد کاملا غلط باشد . رنگي که ذهن يک موزيسين هست بسيار فراتر از رنگ هايي است که در ذهن نقاش است . موزيسين مي خواهد آنها را بنوازد به همين دليل به ابزارهاي بيشتري احتياج دارد . در ارکستر هم چنين چيزي وجود دارد . سازها در چهار بخش مثل چهار رنگ اصلي تقسيم بندي شده اند و آهنگساز مي داند چطور آنها را ترکيب کند که رنگي که دوست دارد به وجود بيايد .

سلانه نيز تلنگري است در جستجوي اين رنگ ها و اصوات .

واقعيت اين است که من دوست دارم با موسيقي همه چيز را نشان بدهم مثلا وقتي مي خواهم کوير را نشان بدهم بايد صداي کوير را بسازم . درست مثل نقاشي . سازها هر کدام رنگ خاصي دارند . سلانه ، سازي است که از روي احساسات شخصي من و دوستم سيامک افشاري سازنده ساز به وجود آمده است .


ويژگي هاي اين ساز چيست و شبيه کدام يک از سازهاي قديمي است و چرا نام آنرا سلانه گذاشتيد؟
سلانه از جهاتي شبيه سازي قديمي به نام عود دسته بلند است که داراي سه سيم است . اين ساز قرن هاي شانزدهم و هفدهم ميلادي متداول بوده است و در طول تاريخ با تغييراتي ، در نقاط مختلف جهان ديده شده است .
اما سلانه از سازهاي زخمه اي است که داراي 12 سيم است . 6 سيم اصلي که کوک مي شوند و ملودي با آنها اجرا مي شود و 6 سيم رزنانس يا طنين هم دارد که روي آنها اگشت گذاري نميشود بلکه براي تقويت هارمونيک هاي دستگاهي و نت هاست و در واقع رنگ هاي اصلي را برجسته مي کند .

در ضمن سازنده هاي مبتکر بايد فکر کنند و سازهاي ديگري توليد کنند . هنرمندان بايد ببينند در چه زمينه هايي چه صداهايي کم داريم و بعد آنها را قابل اجرا کنند . در اين زمينه مي توانيم از سازهاي بومي ايران استفاده اي زيادي کنيم

و اما سلانه به معناي آهسته است و چون دير به دنيا آمد و در زمان به دست آمد ، نام آن سلانه شد .

وجود صداهاي بم در سازهاي ايراني آن قدر مورد توجه نبوده است . فکر ميکنيد اين به چه دليل بوده است ؟


در قديم سازي به نام عود يا بربط بوده است که در طول تاريخ به مرور کمتر و کمتر مورد استفاده قرار گرفته . البته امروزه هنوز در کشورهاي همسايه ايران استفاده مي شود اما در ايران بعد از تغيير و تحولاتي که در موسيقي ايران به وجود آمد و موسيقي مقامي به دستگاهي تبديل شد ، سازهايي مثل عود و ارغنون يا قانون کمتر مورد استفاده قرار گرفتند چون شيوه دستگاهي توسط خانواده هاي هندي و کساني مثل فراهاني ، ميرزا حسن قلي ، علي اکبر شهنازي و غيره تثبيت شد که نوازندگان تار و سه تار بودند .

حتي ساز سنتور هم ساز مهجوري بود و عمدتا طي نيم قرن اخير توسط استاد پايور متداول شد . نه تنها عود و ارغنون بلکه بسياري از سازهاي قديمي مهجور شدند ، دليلش هم اين بوده که موسيقي آوازي اهميت بيشتري داشته و موسيقي سازي آنقدر مطرح نبوده است . از دوره وزيري به بعد بود که در زمينه موسيقي سازي هم کارهايي انجام شد موسيقي سازي ايراني استقلال پيدا کرد . در قديم ذهن نوازندگان با اوزان شعري ريتم مي گرفت ، در صورتي که هنرمند بايد کاملا خودش را از نظر ذهني آزاد کند و آن وقت است که ريتم و فضا گسترش پيدا مي کند .


در فکر احياء يا ساختن سازهاي ديگر هم هستيد ؟


بله ، اما بايد به مرحله آزمايش برسند . شخصا آرزو دارم ارکستري با سازهاي جديد ايراني که ساخته مي شود ، تشکيل دهيم و کارهاي تازه اي ارائه کنيم . مشغول نوشتن کارهايي هستم که در آن بايد از سلانه و سلانه ها استفاده کنم .



بسياري از نوازندگان موسيقي ايراني معتقدند موسيقي ايراني بر اساس تکنوازي و بداهه‌ نوازي است و قابليت ارکسترال شدن ندارد ، نظر شما چيست ؟

بداهه نوازي يعني خلاقيت و حس آني . اصولا خلق موسيقي از بداهه نوازي گرفته شده است . وقتي شما چيزي را ساختيد براي حفظ و ثبت ، آن را به صورت نت مي نويسيد . بداهه نوازي با چيزي مخالفتي ندارد و اساس موسيقي بسياري از کشورها بر بداهه نوازي است . من خارج از ايران براي آنهايي که به بداهه نوازي علاقه مند بودند کلاسهايي گذاشتم آنها در ابتدا هيچ مفهومي از آن نداشتند . به يکي از آنها گفتم چند نت پشت هم بخواند ، فرق نمي کند چه نتي باشد . بعد آن را به عنوان تم اصلي انتخاب کردم و با کمک خودشان شروع کرديم به خلق کردن . حتي در بعضي مواقع که موضوعي يا نتي به نظرمان نمي آمد آخرين جمله اي را که کسي گفته بود ، به عنوان تم اصلي در نظر مي گرفتيم و کار ميکرديم چون زبان هم موسيقي است . بعد از دو ساعت تم هايي به وجود مي آمد که خودشان هم باور نمي کردند و چنان در خلسه فرو رفته بودند که ريتم هاي دگرگون و عجيبي خلق ميکردند .

بداهه نوازي جايگاه خودش را دارد حتي در ارکسترهاي بزرگ هم استفاده مي شود . چرا که شما بين دو اجرا از يک قطعه اي که توسط دو رهبر اجرا شود ، تفاوت هايي مي بينيد . اگر قرار بود همه چيز از روي نت اجرا شود هيچ اجرايي با ديگري فرق نداشت . البته اين مربوط به حس متفاوت رهبران است و کشش ها ، سرهت ها و حالات متفاوت است که به احساس شخصي آن رهبر بر مي گردد . حالا اگر موسيقي ايراني را بخواهيم به حالت ارکسترال ايجاد کنيم بايد طوري آنها را ترکيب و طوري عمل کنيم که خاص موسيقي ايراني باشد و خصوصيت هاي آن را حفظ کند .

مي توانيم قطعاتي براي اجرا با سازهاي غربي و ارکسترهاي غربي بنويسيم که خصوصيت هاي ايراني داشته باشد ولي اگر بخواهيم از سازهاي خودمان استفاده کنيم بايد قواعد ، ترکيبات و شکل خاص خود را داشته باشد .


سازهاي ايراني آن قدر قابليت و به قول شما رنگ آميزي متنوع دارند که بتوان آنها را در ارکستر جاي داد و ارکستري از آنها تشکيل داد ؟


تعداد سازهاي سنتي آن قدر نيست و رنگ آميزي محدودي دارند و از طرفي آنها قالبيت ارکستري ندارند و قاعده خاصي را دنبال نمي کنند . کنار هم قرار دادن آنها در اولين مرحله از لحاظ توازن و کوک با مشکل مواجه است . البته مي توان به صورت تصنعي با ميکروفون اين مشکلات را کم کرد . اما اگر بخواهيم کار اساسي انجام دهيم بايد روي آنها از اين لحاظ که قابليت ارکستري پيدا کنند ، کار کنيم و سازهايي بسازيم و به اين ترکيب اضافه کنيم .

اين چيز عجيبي نيست ، تحول سازها در جهان هميشه بوده و ادامه داشته است . هر زمان که هنرمندان ايده هايي داشتند که براي اجرا به سازي با وسعت بيشتر احتياج داشته ، سازها تکامل پيدا کردند و طراحي هايي در اين زمينه شده است .
در حال حاضر طراحي سازهاي ايراني براي تکنوازي است و همانطور که اشاره کردم در همان ابتداي کار در ارکستر مشکل کوک پيدا مي کنند .

ما خيلي ها با اين تغييرات مخالفت مي کنند . حتي معتقدند بهتر است موسيقي ايراني ارکسترال نشود ؟

 

ما نمي خواهيم موسيقي کلاسيک ايراني از بين برود و نمي خواهيم آن را کنار بگذاريم اما اين که تنها آن را ادامه بدهيم و از يک نوع موسيقي ايراني استفاده کنيم ، اشتباه است .

ما با در نظر گرفتن زمان و موقعيتي که در آن قرار داريم مي توانيم مدرن ترين موسيقي را به وجود بياوريم . نبايد براي اين که در ايران و در جهان سوم هستيم سال ها منتظر باشيم تا به فرهنگي که در غرب است ، برسيم ، چون دور از تحولات نيستيم و با ارتباطات سريعي که در جهان حاکم است از همه تحولات با خبر هستيم پس مي توانيم با جهان حرکت کنيم .

در جهان امروز ما با طيف مختلفي از شنوندگان مواجهيم که موسيقي هاي گوناگوني مي خواهند که توليد آنها احتياج به برنامه ريزي ، شعور و درک دارد .

موسيقي کلاسيک همه جاي دنيا پايه و اساس موسيقي هاي ديگر بوده است . پاپ ، راک و انواع ديگر از موسيقي کلاسيک ريشه گرفته اند . در ايران هم بايد همين طور باشد و از موسيقي مطربي تا پاپ همه به موسيقي ايراني وابسته اند.

اين که موسيقي ايراني ارکستري باشد يا نباشد ، مهم نيست . هر کدام هنري است . مهم همان خلاقيت است که در ابتداي صحبت به آن اشاره کردم . مشکل اين جاست که مفاهيم موسيقي در کشور ما نوپاست و همه سوال دارند که ببينند آيان اين کار درست است يا غلط؟ به نظر من همه چيز درست است به شرط اين که خلاقيت پشتش باشد

 

منبع

http://navaye-sallaneh.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 18:31  توسط  فرشيد   | 

دو شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۳ - ۸ جمادی الثانی ۱۴۲۵ - ۲۶ جولای ۲۰۰۴ - سال ۵ شماره ۱۲۰۳

تن تار به خانواده سازهای ایرانی پیوست

ساز جدید (تن تار) که ترکیبی از سازهای تنبور و سه تار است از سوی فریدون حقیقی ساخته شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 18:30  توسط  فرشيد   | 

تن تار خليل

 

تن تار يادگار سيد خليله                   تن تار سازي خوش هر بي بديله

تنبور تن تارساز يارانه                       سه تار تن تار آگر وارانه

دستت مريزا خليل نازار                    يار خوش نام باوا يادگار

وراگه ياري بلند اوازي                      بعد از شاه تيمور كردي جان بازي

بلند آوازيت جهان گير بيه                 نام نيك تو فراگير بيه

شاگرد خوبت مجذوب سرمست        در خدمت و تو كوشا چيره دست

ثبت كرديه و عالم تنتار خليل             و اثبات رسان شكوه خليل

ضرغام شكر حق خليل هرزنده س     افسانه تنبور پير پاينده س

 

                                                                                ((نوراله سالمي))

 

                        

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 18:29  توسط  فرشيد   | 

هر چه میسازد به ما که ساز نیست

دف که غوغا ميکند غماز نیست

این مرید از بس که سیلی خورده است

در کف پیرش به سان مرده است

در سماع آید چو تیمارش کنی

میخرامد گر تو بیدارش کنی

هان که این دیوانه زنجیری نبود

عشق امد عقل را از وی ربود

همچو خلخال زنان مشرقی

خش خشش دارد هوای عاشقی

اهل دل را دل پر از خون میکند

خود چو لیلی جمله مجنون میکند

چون برقصد حلقهء زلف دفی

صد هزاران دل بریزد در کفی

گفت پیری با دف سردی چنین:

ای فقط رقاصهء اهل یقین

جای ضرب شصت ما بر روی تو

میگشاید بند از گیسوی تو

این چه حالست از جه غوغا میکنی؟

درد داری شور بر پا میکنی؟

این تجلای مقام درد نیست

حاصلش جز اشک و اه سرد نیست

دف بگفتا :گشتمت عمری مرید

کس به غیر از شور در حالم ندید

خواجه را اینگونه نندازش به شک

حال ما میپرسی اما با محک؟

انزمان کین نکته را اموختم

بر لبم زنجیرها را دوختم

دلبری گفتا به دلداری چنین

در مقام ذکر چون اهل یقین

((هر که را اسرار حق اموختند

مهر کردند و دهانش دوختند))

من اگر در پرده گفتم راز را

حربه ای کردم مقام ساز را

دف ببخشاید کلامم خام بود

عکس روی ساقی اندر جام بود

شاعر ساقی

WWW.yak0lia.blogfa .com

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 18:24  توسط  فرشيد   | 

فريدون حقيقي سازنده ساز «تن تار» را (بر اساس طرحي از مرحوم سيدخليل عالي نژاد) در سال 1382 ساخت . اين ساز از يك سمت سه تار و از سمت ديگر تنبور است. خانه موسيقي ساز «تن تار» را تاييد كرده و همچنين اين ساز در سال 1383 به ثبت رسيده است.

حقيقي در اينباره به خبرنگار هنري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) گفت: بنده حدود 20 سال (از سال 1363) با زنده ياد استاد عالي نژاد ارتباط داشتم به خصوص اين اواخر كه حدود پنج سال در سعادت آباد با هم زندگي مي‌كرديم. ايشان از مدت‌ها قبل در نظر داشتند سازي ساخته شود كه جواب گوي دو ساز تنبور و سه تار باشد.

وي افزود:ايشان اين طرح را در نظر داشتند و در سال 1378 آن را براي اجرا به بنده سپردند به اين دليل كه ايشان به كشور سوئد براي آموزش موسيقي دعوت شده بودند فرصتي دست نداد تا در حضور خود ايشان اين ساز ساخته شود. تا اين كه پس از حادثه ناگواري كه براي ايشان اتفاق افتاد بنده به ياد و عشق ايشان اين ساز را كه به نام تن تار است ساختم.

همچنين فرشاد حقيقي پسر فريدون حقيقي و از شاگردان استاد سيدخليل عالي نژاد كه تاكنون با اين ساز در مراسم بزرگداشت مرحوم عالي نژاد در فرهنگسراي ارسباران و همچنين در مراسم بزرگداشت مولانا در دانشگاه علامه طباطبايي به صورت رسمي نواخته است بيان كرد: اين ساز تركيب دو ساز تنبور و سه تار است كه نشات گرفته از سازهاي سنتي و اصيل ايران است كه در عرفان نيز جايگاه والايي دارند. هم ساز تنبور كه براي مردم كرمانشاه سازي مقدس است و همچنين سه تار كه از آن به عنوان ساز عرفاني ياد مي‌شود و معمولا مي‌گويند تكميل شده تنبور است.

فرشاد حقيقي در مورد ساختار ساز تنبور گفت: تنبور از لحاظ دستان بندي نيم پرده است يعني داراي همان دستان بندي قديم است. اما رديف‌ها و دستگاه‌هايي كه اكنون داريم در قديم بر همان 14 پرده نواخته مي‌شد. به عنوان مثال ماهوري را كه در تنبور مي‌زنيم به عنوان ماهور قديم مي‌شناسند. در تنبور دستان بندي به ربع پرده تبديل نشده است و خيلي از گوشه‌ها را ندارد ولي اصل دستگاه در تنبور نواخته مي‌شود.

او در ادامه به دستگاه‌هايي مانند ماهور، شور، اصفهان و چهارگاه اشاره كرد كه با تنبور مي‌توان آنها را نواخت ولي او معتقد است تنبور نسبت به سازهاي ديگر داراي لهجه‌اي باستاني و قديمي است.

او در مود ساز سه تار نيز به ايسنا گفت: سه تار تكامل يافته ساز تنبور است يعني حجم كاسه آن كوچكتر شده و تعداد و تنوع پرده‌ها و وسعت صدادهي افزايش مي‌يابد. ساز تنبور و سه تار از نظر صدادهي تقريبا به هم شبيه‌اند. سه تار در قديم داراي سه سيم بوده كه بعدها سيم ديگري به آن افزوده مي‌شود ولي صداي سه تاري كه داراي سه سيم است خيلي به صداي تنبور شبيه است.

فرشاد حقيقي ادامه داد: اكثر نوازندگاني كه تنبور مي‌زنند سه تار نيز مي‌نوازند يكي از مزيت‌هاي اين ساز اين است كه به راحتي در دسترس افراد آشنا به اين دو ساز است. مزيت ديگر آن اين است كه به صورت كتابي يا زيرعبايي ساخته شده است كه جا به جايي آن را نيز آسان مي‌كند.

فريدون حقيقي سازنده ساز درباره كتابي بودن اين ساز كه تا حدود زيادي از ضخامت كاسه ساز كاسته شده است گفت: شايد بعضي‌ها فكر كنند كه به علت كتابي بودن ساز حجم و وسعت صدادهي ساز كاهش مي‌يابد در صورتي كه صدادهي و بازدهي ساز كامل است و تفاوتي با سه تار يا تنبور ندارد.

او در پاسخ به اين سوال كه آيا كتابي بودن اين ساز دشواري در نواختن آن مي‌شود گفت: اكثر نوازندگان به سازهاي كتابي عادت ندارند و به همين علت شايد در ابتدا دست گرفتن ساز براي آنها دشوار باشد اما اگر قلق دست گرفتن آ نرا بيابد به سهولت مي‌توانند با آن بنوازند.

وي درباره قدمت سازهاي كتابي در ايران به شعري از شيخ عطار اشاره كرد كه در آن بايزيد بسطامي ساز خود را كه به آن زيرعبايي مي‌گفتند در زير عبايش پنهان كرده است.

فريدون حقيقي در مورد اين كه آيا ساختن چنين سازي كه دو ساز را در يك ساز ادغام كنند درست است بيان كرد: در تاريخ موسيقي ايران چنين كاري سابقه نداشته است حتي طبق بررسي صورت گرفته چنين اتفاقي در جهان نيز بي سابقه بوده است.

حقيقي درباره بي توجهي صدا و سيما به ويژه تلويزيون در معرفي موسيقي و سازهاي اصيل ايراني گفت: هرچقدر در معرفي موسيقي اصيل ايراني اهمال شود جوانان به سوي سازهاي غربي گرايش پيدا مي‌كنند.

او ادامه داد: من منكر سازهاي غربي نيستم و منظورم اين نيست سازهاي غربي بد است. موسيقي به طور كلي خوب است اما متاسفانه امروزه هر چيزي كه از غرب وارد مي‌شود همراه با آن فرهنگ غربي نيز تحميل مي‌شود. به عنوان مثال جواناني كه به سمت سازهاي غربي مي‌روند خود به خود به سمت تفكر آنها نيز كشيده مي‌شوند ولي با سازهاي سنتي و اصيل ايراني با عرفان و عرفاي بزرگ مانند مولانا و بسياري از بزرگان ديگري كه از فرهنگ غني خودمان هستند آشنا مي‌شوند.

رسانه‌ها و مطبوعات با معرفي موسيقي اصيل ايراني مي‌توانند جوانان را به فرهنگ خودمان سوق دهند تا جوانان بدانند ما در اين زمينه فقير نيستيم.

فريدون حقيقي درباره دستكاري در سازها و اين كه برخي‌ها آن را بدعت مي‌دانند گفت: متاسفانه امروزه چندان بهايي به تكامل و ابداعات جديد در ساز داده نمي‌شود. اما در كشورهاي خارجي از ابداعات جديد استقبال مي‌كنند ما در ايران كساني را داريم كه داراي افكار والا و نوآوري هستند اما به دليل اين كه حمايتي از آنها صورت نمي‌گيرد دنبال آن را نمي‌گيرند.

او در پايان اظهار داشت: برخي که دخل و تصرف در ساز را نمي‌پذيرند و آن را بدعت مي‌دانند بايد به اين موضوع توجه داشته باشند كه ممكن است هزاران سال بگذرد و موسيقي ثابت بماند ولي آيا در قديم نيز به همين صورت بوده است؟ اين كه مي‌گويند مادر سازهاي سنتي تنبور بوده است نشانه اين است كه سازها تكامل يافته‌اند. به عنوان مثال يكي سه تار را ابداع كرده ديگري دو تار ، تار و غيره و به اين صورت تنوع ايجاد شده و سازها تكوين يافته‌اند.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 18:24  توسط  فرشيد   | 

اول و آخر یار

 

به نام دوست

 

قدمت کارگاه مجذوب بیش از بيست سال بوده ومدیریت آن از ابتدا تا به کنون به عهده هنرمند گرامی و استاد ارجمند جناب آقای فریدون حقیقی بوده و میباشد.

 

 

معرفی سازهای تولیدی کارگاه :

ازسازهای تولیدی کارگاه میتوان به ساز آیینی تنبور اشاره کرد .این ساز به هر دو شکل چمنی (کاسه چند تکه) و کشکولی ( کاسه یک تکه)  ساخته میشود. ساز عرفانی سه تار نیز به دو شکل ذکر شده

از تولیدات کارگاه میباشد.ساز ابداعی تن تار  (که توسط استاد فقیدفرزانه سید خلیل عالی نژاد طرح ریزی و توسط استاد حقیقی پیکر بندی و ساخته گردید ) نیز از تولیدات این کارگاه است.

 

قسمت تعمیرات :

کارگاه ازبخش مجزایی تحت عنوان تعمیرات برخوردار است و ترمیم اکثر سازهای ایرانی در آن انجام

می پذیرد و خدماتی از قبیل تعويض صفحه و تعويض دسته در سازهاي زهي تعمير كاسه هاي شكسته و پرده بندی مجدد و زه اندازی مجدد و رنگ اميزي ساز به صورت سفارشي   نیز در این قسمت انجام میپذیرد

 

آدرس کارگاه : تهران سعادت اباد

تلفن تماس :۲۲۰۷۵۹۷۷-۰۲۱

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 17:15  توسط  فرشيد   |